هورالهویزه یا هور العظیم که تنها باقيمانده تالابهاي بسيار بزرگ بينالنهرين و بزرگترین تالاب ایران است در غرب استان خوزستان واقع است و به لحاظ تنوعزيستي فوق العاده غني است و عمده منابع آبي تالاب از طريق رودخانههاي کرخه، نيسان، سابله و نهرهاي انشعابي تامين ميشود
هورالعظيم ياهورالهويزه درجنوب غرب شهرستان جديدالتأسيس هويزه واقع بوده وشهررفيع مركز بخش نيسان در3كيلومتري آن قرار دارد. این تالاب شاهدي زنده براقوام وتمدنهاي مختلفي از بدو خلقت تاكنون بوده است اين تالاب يابه اصطلاح محلي«هور» همواره منبع اقتصادي غنيي براي مردم مجاور آن بوده وحاشيه نشينان هور كه مردمي از تبار عرب مي باشند بواسطه نعمات موجود درآن امرار معاش مي نمودند و تا قبل ازجنگ تحميلي دهها روستا و آبادي حاشيه هور با استفاده از هور و نيز از آبزيان آن اقتصاد خانواده هاي خويش رات أمين مي كردند. اما تقريباً تمام روستاهاي مجاورهور بجز شهر رفيع به طور كلي ازبين رفته وعملاً جز اسمي آز آنها جيزي برجاي نمانده است از جمله ي اين روستاها مي توان به روستاهاي زير اشاره كرد:حسچه،لوليه،عمه،كسر،مچريه،محيّره، سيّديّه، ابوچلاچ، مشيمشيّه، جرايه، طبر، شط علي،زهيريِه،برگه ،برص و
...پيشينه تاريخي اين تالاب ها نيز بسيار مورد توجه جهانيان است، بررسيها نشان داده که اين تالابها زماني مساحتشان به دو ميليون هکتار ميرسيد و تقريبا يکسوم مساحت عراق را اشغال ميکرد به طوري که بالاتر از بغداد شروع شده و تا اروندرود ادامه مييافت.
هورالظعيم که يک سوم در ايران و دو سوم آن در عراق واقع شده يکي از زيستگاههاي حساس و مهم پرندگان مهاجر آبزي و بومي منطقه است و حواصيل، غاز پيشاني سفيد، شغال، روباه، گربه جنگلي، سمور آبي، گراز، شير بد و انواع ماهي کپور از جمله حيات وحش منحصر به فرد اين تالاب هستند.
اين هور تنها تالابي است که بر اساس بررسي هاي کارشناسي از 100 نمره، نمره 100 را کسب کرده و هيج تالابي تاکنون چنين نمره اي را به دست نياورده است و بيشترين تعداد پرندههاي در معرض خطر در اين تالاب بهسر ميبرند و اين تالاب از نظر حجم و انوع پرنده نيز بسيار قابل توجه است.
يکي از کارکردهاي مهم تالاب، جلوگيري از طوفان شن و گرد و خاک است چراکه تالابها رطوبت آب را بالا ميبرند و خشک شدن هورالعظيم چه در ايران و چه در عراق ميزان وقوع طوفانهاي شن را افزايش داده است و باعث شده استان خوزستان در سه سال اخير با گرد و غبارهايي حدود 21 برابر استاندارد مواجه شود.

دوم اینکه از این به بعد تصمیم داریم بعضی از شرکت های خوب و موفق خوزستان رو معرفی کنیم تا با شناخت و خرید از اون شرکت ها باعث پیشرف صنایع خوزستان بشیم.
اولیش رو که فکر کنم هممون میشناسیم شرکت ارتباط همراه گویا اروند هست که گوشی های GLX رو تولید میکنه.
این شرکت محصولات جدیدی رو تولید کرده که هم در کلاس گوشی های لمسی معمولی و هم در کلاس گوشی های لمسی آندرویدی کیفیت و ظاهر قابل قبول و البته قیمت بسیار مناسبی داره که به طور مثال میتونیم گوشی آندرویدی G1 با قیمت 290 هزار تومان و گوشی آندرویدی BE ONE با قیمت 180 هزار تومان و البته گوشی های لمسی معمولی T1 با قیمت 80 هزار تومان و GENIUS با قیمت 105 هزار تومان را نام ببریم که مدل های دیگر هم هست که خودتون باید ببینید.
ولی خدایی گوشی های خوبی زده. حتما برید ببینید.




سایت: www.generalluxe.org
تلفن اهواز: 2229083-2229063 تلفن تهران:81 - 88928475
پالایشگاه آبادان همچنین دارای یک بندر مهم صادارت فراوردههای نفتی به نام بندر ماهشهر است. این بندر با در اختیار داشتن هشت اسکله ومخزنگاه مواد نفتی و دستگاههای بارگیری و مخلوط کننده های نفتی ،وسایل بارگیری دریایی ،وسایل کنترل و آزمایشگاه قادر است نفتکشهایی با حداکثر ظرفیت حدود 50 هزار تن رادر خود جای دهد ((بندر صادراتی ماهشهر )) در 11 کیلومتری شرق بندر امام خمینی در مدخل خلیج فارس در منطقه ای بنام خور موسی واقع شده است.
پالایشگاه آبادان در روزهای رزم
در صبحگاه سی و یکم شهریورماه 1359 کارکنان برای انجام فعالیتهای روزمره ُ خویش عازم پالایشگاه گردیدند ومثل همیشه با مونس و یار دیرینه خود همنشین بودند که یکباره ناله شوم استکبار از لوله های خمپاره و توپ و تانک صدامیان برخواست و پالایشگاه آماج تیرهای حقه وکین عفالقه بعثی ـ صهیونیستی قرار گرفت و با زبانه کشیدن آتشی مهیب دود سراسر آسمان منطقه را پوشاند
مقاومت مردمی چهرهای زیبا از عشق و ایثار را در جای جای شهروپالایشگاه آفرید وهمین حماسه آفرینی های شکوهمند موجب گشت شهر به اشغال روبه صفتان صدامی در نیاید
در طول جنگ تحمیلی کارکنان پالایشگاه آبادان با تشکیل ستادهای اضطراری و تقدیم بیش از 500 شهید ،اسیر، مفقود الاثر ،جانباز و مجروح توانستندبا اتکال به عنایات خداوند دستگاه های پالایشگاه را از مواد نفتی تخلیه نموده و با پدافند غیر عامل بخاطر وارد آمدن خسارات و صدمات شدید بسیاری از واحدها و دستگاههای عظیم را با پایداری مردانه و شهامتها و ایثارهای وصف ناپذیر حفظ و چندین میلیارد دلار وسائل و قطعات ویژه پالایشگاه را به محلهای امن منتقل نمایند افزون بر این اینان با حضور مستمر خود این ایثارهای بی وقفه را تا آغاز آتش بس ادامه داده و همراه با کارکنانی که شهر را ترک نکرده بودند پالایشگاه را به مثابه یک دژ مستحکم پشتیبانی و تدارکاتی در خدمت رزمندگان جبهه های نبرد به کار گرفتند
پس از پایان جنگ
پالایشگاه آبادان پس از پایان جنگ تحمیلی بخاطر وارد امدن خسارات و صدمات شدید بسیاری از واحدها و دستگاههای خود را از دست داد این پالایشگاه قبلاً دارای چهار دستگاه تقطیر هر یک با ظرفیت تقریبی 100 هزار بشکه درروز یک واحد تقطیر با ظرفیت130 هزار بشکه و دو واحد تقطیر در خلا هر یک با ظرفیت40هزار بشکه و چندین واحد تولید فراورده و نیز حدود 200 مخزن ذخیره مواد نفتی بوده است . در دوران جنگ تحمیلی بسیاری از این واحدها و بخشها تخریب گردیدند. اما پس از تصویب قعطنامه598 شورای امنیت سازمان ملل متحد و برقراری آتش بس عملیات بازسازی فاز اول این پالایشگاه با ظرفیت 130 هزار بشکه در روز آغاز و در فروردین ماه 1368 واحد بازسازی شده تقطیر 85 وارد مدار تولید شد .
بندر ماهشهر نیز که از سال 1969 میلادی به صورت مرکزی برای صدور فراوردههای نفتی در آمد و از نظر انتقال فراورده گلوگاه پالایشگاه آبادان محسوب میگردد. در حال حاضر با دارا بودن 72 مخزن با ظرفیتهای مختلف و 18 اسکله بارگیری و تخلیه محصولات نفتی و کالا یکی از بنادربزرگ صادرات فراوردهای نفتی در جهان به شمار میرود که قادر به پذیرفتن کلیه کشتیهای حمل فراورده تا حد ظرفیت 50 هزار تن میباشد.
به دنبال راه اندازی فاز نخست دیگر دستگاه های پالایشگاه نیز از جمله واحدهای تقطیر در خلا 80 و 75 و واحد تقطیر در خلا 60،55، تبدیل کاتالیستی، تفکیک گاز،کت کراکر،تهیه حلال و کارخانه روغنسازی در مدار تولید قرار گرفتند. بطوریکه هم اکنون پالایشگاه با ظرفیت بیش از 400 هزار بشکه در روز فرآوردههای زیر را تولید میکند:
- گاز مایع
- بنزین موتور
- نفت سفید
- نفت گاز
- سوخت جت
- نفت کوره
- گوگرد
- گازونفتا(خوراک پتروشیمی)
- انواع حلالهای نفتی
- ماده نخستین کارخانه های روغنسازی و قیر
برای كسانی كه آبادان پیشاز جنگ تحمیلی را از نزدیك دیدهاند شاید درك این نكته دشوار باشد كه در هشتاد سال پیش از این، در این جزیره برای افراد غیر بومی فقط یك چادر و یك كلبه حصیری برای آقای داویدسون طراح اولیهی پالایشگاه و آشپز ایشان وجود داشته است. از آن زمان به بعد با توسعهی تأسیسات نفتی، یك شهر ایستا به نام عبادان به شهری توسعه یافته و پویا به نام آبادان تبدیل شد. شركت نفت انگلیس- ایران از همان ابتدا بر اساس فاصلهها و سلسله مراتب طبقاتی، بخشی از جزیره را اختصاص به محلههای مسكونی كارمندان و كارگران خود داد و به ناچار بخش دیگری از جزیره را برای توسعه محلههایی برای زندگی افراد غیر شركت نفتی رها كرد. به عبارت دیگر شهر عملاً به دو قسمت كاملاً مجزا تقسیم گردید: یكی محلههایی كه مخصوص كارمندان و كارگران شركت نفت بود كه روی هم رفته بخشی نوین و از تأسیسات شهرسازی جدید بهرهمند بود و دیگری محلههایی كه «شهرآبادان» به آن نواحی اتلاق میشد و تا سالها فاقد هرگونه امكاناتی بود.
آبادان به عنوان یك شهر جدید كه اختصاص به تصفیه و صدور نفت داشت، شكل و شمایلی كاملاً متفاوت از بقیه شهرهای ایران به خود گرفت. در ساخت محلههای شركت نفتی، الگوی خاصی از مهندسی اجتماعی و نوسازی ارادی توسط انگلیسیها پیاده شد. به قول احسانی:
«شهر آبادان اولین شهر مدرن و طراحی شده در ایران و خاورمیانه بوده است.»
میشل استیوارت دریا سالار و ژنرال ارتش امریکا در کتاب معروف خویش به نام«سپیده دم در آبادان» این شهر را معجزهء نفت و اصولا" قطعه ای جدا شده از محلات ثروتمند نشین و مدرن شهرهای لندن و نیویورک توصیف نموده است.
طراحی این شهر و انگیزههای شهرسازی آبادان نه بر اساس قیمت زمین یا محاسبات اقتصادی، بلكه جدا نگهداشتن و تفكیك مناطق غیر شركت نفتی از شركت نفتی از یك سو و تفكیك محلههای شركت نفتی از یكدیگر بر اساس رتبههای موجود از سوی دیگر بود. محلههای شركتی از یكدیگر پراكنده ساخته شده بودند و فواصل میان آنها را جادههای عریض و پرتردد، لولههای قطور نفت، مجتمعهای اداری و صنعتی، اراضی بایر و البته پیكر هیولایی پالایشگاه اشغال كرده بود.
قسمتی كه مربوط به محلههای شركت نفت بود خود به مناطقی تقسیم میشد و هر منطقه مخصوص ردهای ازكاركنان شركت نفت بود و در این مناطق دقیقاً همان تفاوتهای سلسله مراتب طبقاتی شركت نفت دیده میشد. هرگروه از كاركنان بنا به رتبه و مقامی كه داشتند در منطقهای خاص زندگی میكردند. طراحی منطقهای كارمندی كاملاً از روی اسلوب شهرسازی نوین انگلستان بود به طوری كه هر بیننده تازه واردی را به خود جذب میكرد و اگر قبلاً به اروپا سفركرده بود احساس میكرد در خارج از ایران است و اگر تا به حال به خارج سفر نكرده بود بلافاصله احساس میكرد در جایی كاملاً متفاوت از دیگر شهرهای ایران قرار دارد. قسمت شركت نفتی آبادان دارای چند محله مجزا از هم بود كه ساكنان هریك به لحاظ رتبه در سلسله مراتب شركت نفت و حتی از لحاظ تفاوتهای نژادی و ملی (انگلیسی، هندی، ایرانی) از یكدیگر تفكیك شده بودند. سلسله مراتب انعطافناپذیر، محله، خیابان، كوچه و مسكن انفرادی هر فرد در استخدام شركت نفت را طبق رتبه، سابقهكار، تخصص و حتی هویت قومی او تعیین نموده و به او و خانوادهاش اسكان میداد. مناطق شركت نفتی به ترتیب اهمیت و كیفیت و در رابطه با ساختار سلسله مراتبی عبارت بودند از: بریم، بوارده (جنوبی شمالی)، سیكلین، بهار، بهمنشیر، فرحآباد، پیروزآباد و جمشیدآباد.
در محلههای شركت نفتی به جای كوچههای باریك و گذرهای خماندرخم و پیچاندرپیچ و طولانی، با خیابانهای شطرنجی عریض و میدانها و باغچههای بلواری روبهرو بودیم كه در میان آنها كوچههایی قرار داشت و به طور كلی منازل از یك سو رو به خیابان و از سوی دیگر پشت به كوچهها بودند. منطقهی بریم خود به چهار منطقه كوچكتر تقسیم میشد: بریم جنوبی، بریم شمالی، بریم میانی و بریم سهگوش. در منطقهی بریم، یك قسمت هم به خانههای كارمندان مجرد اختصاص داشت كه معروف به «فلت» (felat) بود. منطقهای دیگر از بریم متعلق به كارمندان ارشد بود. قسمت دیگری نیز اختصاص به رؤسای عالی رتبه شركت نفت (رئیس پالایشگاه، معاونان و ...) داشت كه عبور و مرور به آن منطقه برای افراد عادی و حتی شركت نفتیهای عادی هم ممنوع بود)اصولا" آمد و شد به کلیهء مناطق بریم برای افراد عادی و حتی شرکتی هایی که ساکن مناطق دیگری بودند ممنوع و با شرایط دشواری انجام میشد). تا قبل از ملی شدن صنعت نفت، در منطقهی بریم عمدتاً انگلیسیها زندگی میكردند و پس از ملی شدن صنعت نفت بود كه به تدریج ایرانیان هم ساكن آن شدند.
منطقه بوارده نیز از یكساختار انگلیسی برخوردار بود و خیابانهای منظمی داشت و به موازات هرخیابان یك كوچه قرار داشت؛ بنابراین درب جلو هرخانه رو به خیابان و درب عقب آن رو به كوچه بود. بوارده جنوبی و شمالی اختصاص به كارمندان از گرید پنج تا 10 داشت. تا قبل از ملی شدن صنعت نفت تعداد خانوادههای انگلیسی و هندی در این دو محله نسبتاً زیاد بود، اما بعد از این دوران ساكنان عمدهی آن را كارمندان ایرانی تشكیل میدادند که تعداد كمی هم خانوادههای انگلیسی و اسكاتلندی در بین آنها دیده میشد. منطقهی بوارده هم مانند بریم سرسبز و با نشاط بود و درختان سبز و زیبایی در آن دیده میشد. در اطراف خیابانهای اصلی باغچههایی وجود داشت.
منطقهی سیكلین همچنان كه از نامش پیداست اختصاص به هندیهای شركت نفت داشت. البته این محله به هندیهای عادی(کارگران رده پایین) تعلق داشت و هندی هایی كه در ردههای بالای شغلی بودند در بوارده ساكن بودند. منطقهی سیكلین كاملاً شطرنجی طراحی شده بود و اصولاً خیابانهای بسیار باریك داشت. هیچ درختكاری و چمنكاری در این محله وجود نداشت. این منطقه چسبیده به پالایشگاه بود و بوی بد گازهای پالایشگاه در آن استنشاق میشد. بعدها كه هندیها از آبادان رفتند، شركت نفت سیكلین را به كارمندان پایه یك تا چهارمعمولی اختصاص داد و تعدادی ازمنازل را هم به برخی از دبیران آموزش و پرورش جهت سكونت میداد.
محلههای كارگری شركت نفت (بهار، بهمنشیر، فرحآباد و پیروآباد) بسیار شبیه به هم بودند این محلهها هم دارای خیابانهای اصلی كم عرض بودند كه به هر خیابان تعداد زیادی كوچه عمود میشد. خیابانها از سرسبزی لازم برخوردار نبودند و درب رو به حیاط در كوچههای نسبتاً عریض و درب پشت ساختمان به كوچههای باریك باز میشد. سر هر كوچه با لولههای ضخیمی مهار شده بود تا خودرو نتواند واردكوچه شود. خانههادیوار به دیوار و چسبیده به یكدیگر بودند. البته از وسط هر منطقه كارگری یك خیابان بسیار عریض یا بلوار مانند گذر میكرد كه گرچه دارای درخت بود اما از چمن و پرچین شمشادی مانند منطقه های بریم و بوارده خبری نبود. در منطقههای نام برده سر هر خیابان و كوچههای اصلی خانهی كارمندان گرید یك تا چهار قرار داشت. كارمندان این مناطق پس از كسب گرید پنج معمولاً به بواردهی شمالی و یا جنوبی منتقل میشدند محلهی جمشیدآباد نیز یك محلهی كارگری بود كه ساختار آن با محلههای كارگری قبلی تا حدودی فرق میكرد. در این منطقه به طور كلی خانهها در ردیف كوچهها قرار داشتند. جمشیدآباد به كارگران دون پایه تعلق داشت(این منطقه بعدها در اختیار نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی کشور قرار داده شد).
وجود منطقههای مسكونی شركت نفتی با امكانات وسیع آن باعث شده بود تا آبادان از لحاظ شهرسازی در ردههای بالایی قرار گیرد. در یك مطالعهی انجام شده در مورد توسعه اجتماعی اقتصادی مناطق ایران و نظام شهری تراز توسعه یافتگی آبادان در بین شهرهای ایران پس از تهران مقام دوم را داشته است. به عبارت دیگر، اگر تهران را مستثنی كنیم، بین شهرهای بزرگ ایران (اصهان، تبریز، مشهد، شیراز و اهواز) آبادان از ترازی برتر برخوردار بوده است (81/2 برای آبادان در مقابل 53/1 برای تبریز، 57/2 برای اهواز، 3/2 برای مشهد، 589/1 برای اصفهان و 03/2 برای شیراز).
همشهری آنلاین: یکی از بزرگترین میادین جدید نفت سبک جهان در یک دهه گذشته در استان خوزستان کشف شد و پیش بینی می شود وزیر نفت به زودی جزئیات کشف این میدان عظیم طلای سیاه کشور را اعلام کند.
مهر نوشت: با ورود به نیمه دوم عمر اکثر مخازن نفت سبک جهان و به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس و افزایش تولید نفت نیمه سنگین و سنگین در اکثر کشورهای جهان، ایران یک میدان جدید نفت سبک کشف کرده است
.این میدان نفت سبک در جنوب استان خوزستان قرار گرفته است و جز میادین مستقل تازه اکتشاف شده کشور به شمار می رود. بررسیهای انجام گرفته نشان میدهد که در یک دهه گذشته تاکنون هنوز میدان جدید نفت سبکی همچون این میدان خشکی در کشورهای مختلف جهان کشف نشده است و به عبارت دیگر این میدان یکی از بزرگترین اکتشافات نفت سبک جهان در 10 سال گذشته به شمار می رود. یک مقام مسئول در وزارت نفت در گفتگو با مهر با اعلام اینکه در حال حاضر تمامی فعالیتهای اکتشافی در این میدان نفت سبک به پایان رسیده است، اعلام کرد: پیش بینی می شود به زودی رستم قاسمی وزیر نفت جزئیات کشف این میدان جدید هیدروکربوری را اعلام کند. سیدمحمود محدث مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت اسفند ماه سال گذشته از کشف یکی از بزرگترین میادین نفت خام در جنوب کشور خبر داده و اعلام کرده بود: میدان جدید تازه اکتشاف شده را باید در ردیف میادین بزرگ نفت ایران قرار داد. به گزارش مهر، در حال حاضر حفاری یک حلقه چاه اکتشافی در این میدان به پایان رسیده است، ضمن آنکه با توجه به پتانسیل بالای هیدروکربوری این مخزن جدید، حفاری تا لایه ها و سازندهای عمیق تر این میدان نفتی در حال انجام است
.سلام. این زیباترین شعریه که تا حالا شنیدم. امیدوارم خوشتون بیاد:
طي شد اين عمر تو داني به چه سان ؟
پوچ و بس تند چنان باد دمان .
همه تقصير من است، اين كه خود مي دانم ؛
كه نكردم فكري.
كه تأمل ننمودم، روزي، ساعتي، يا آني .
كه چه سان ميگذرد عمر گران ؟
كودكي رفت به بازي، به فراغت، به نشاط !
فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات .
همه گفتند: كنون تا بچه است، بگذاريد بخندد شادان !
كه پس از اين دگرش فرصت خنديدن نيست.
بايدش ناليدن !
من نپرسيدم هيچ !
كه پس از اين ز چه رو، نتوان خنديدن ؟
نتوان فارغ و وارسته ز غم، همه شادي ديدن .
همچو مرغي آزاد، هر زمان بال گشادن .
سر هر بام كه شد، خوابيدن .
من نپرسيدم هيچ !
پس از اين ز چه رو، بايدم ناليدن ؟
هيچ كس نيز نگفت، زندگي چيست ؟
چرا مي آييم ؟
بعداز اين چند صباح، به چه سان بايد رفت ؟
به كجا بايد رفت ؟
با كدامين توشه، به سفر بايد رفت ؟
من نپرسيدم هيچ !
هيچ كس نيز نگفت !
سپري گشت به بازي، به فراغت، به نشاط !
فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات .
بعد از آن باز نفهميدم من، كه چه سان عمر گذشت ؟
ليك همه گفتند كه :
جوان است هنوز، بگذاريد جواني بكند .
بهره از عمر ببرد .
كامروايي بكند .
بگذاريد كه خوش باشد و مست !
بعد از اين باز او را عمري هست .
يك نفر بانگ برآورد كه او ؛
هم اكنون بايد فكر آينده كند .
ديگري آوا داد ؛
كه چو فردا بشود، فكر فردا بكند .
سومي گفت ؛
همان گونه كه ديروزش رفت ،
بگذرد امروزش، همچنين فردايش .
با همه اين احوال ،
من نپرسيدم هيچ !
كه چه سان دي بگذشت ؟
همه قدرت و نيروي عظيم ، به چه ره مصرف گشت ؟
نه تفكر، نه تعمق، و نه انديشه دمي ؛
عمر بگذشت به بي حاصلي و مسخرگي .
چه تواني كه ز كف دادم مـفت .
من نفهميدم و كس نيز مرا هيچ نگفت .
قدرت عهد شباب ؛
مي توانست مرا تا به خدا پيش برد .
ليك بيهوده تلف گشت جواني هيهات ...
آن كساني كه نمي دانستند، زندگي يعني چه، ره نمايم بودند !
عمرشان طي گشت، بيخود و بيهوده .
و مرا مي گفتند، كه چو آنها باشم ؛
كه چو آنها دائم، فكر خوردن باشم .
فكر گشتن باشم. فكر تأمين فراش، فكر ثروت باشم .
فكر يك زندگي بي جنجال، فكر همسر باشم .
كس مرا هيچ نگفت ؛
زندگي ثروت نيست. زندگي داشتن همسر نيست ،
زندگاني كردن، فكر خود بودن و غافل ز جهان بودن نيست .
من نفهميدم و كس نيز مرا هيچ نگفت !
كه صد افسوس كه چون عمر گذشت، معني اش مي فهمم !
حال مي پندارم، هدف از زيستن اين است رفيق ؛
من شدم خلق كه با عزمي جزم ،
پاي از بند هوا گــُسَلـَم .
پاي در راه حقايق بنهم .
فارغ از شهوت و آز و حسد و كينه و بُخل .
مملو از عشق و جوانمردي و زهد .
در ره كشف حقايق كوشم .
جرأت و امّيد و شهامت نوشم .
زره جنگ براي بد و ناحق پوشم .
ره حق پويم و حق جويم و پس حق گويم .
آن چه آموخته ام، بر دگران نيز نكو آموزم .
شمع راه دگران گردم و با شعله خويش ؛
ره نمايم به همه، گر چه سراپا سوزم .
من شدم خلق كه مثمر باشم .
نه چنين زائد و بي جوش و خروش .
بر باد و به حسرت خاموش .
اي صد افسوس كه چون عمر گذشت ؛
معني اش مي فهمم ؛
كاين سه روز از عمرم، به چه ترتيب گذشت :
كودكي بي حاصل ؛ نو جواني باطل ؛ وقت پيري غافل.







ولی همچین کاری نمی کنم و میخوام با همین انشای دست و پا شکسته خودم تعریفی از خوزستان بنویسم که جای دیگه ای نتونی پیدا کنی.
خوزستان: سرزمینی در جنوب غربی ایران که از نظر جغرافیایی دارای سه نوع شرایط جغرافیایی است: در شمال و شمال شرق کوهستانی. در مرکز و غرب دشت و جلگه. در جنوب هم دارای سرزمین های پست و کم ارتفاع است. و همچین دارای تنوع آب و هوایی می باشد که شامل آب و هوای کوهستانی، گرم و خشک، گرم و مرطوب و معتدل و مرطوب است و به خاطر همین تنوع آب هوایی و خاک حاصل خیز جلگه خوزستان است که انواع محصولات کشاورزی از گندم (خوزستان بزرگترین تولید کننده گندم کشور است) و جو و برنج گرفته تا مرکبات و صیفی جات و نیشکر و خرما در خوزستان کشت میشود.
خوزستان پر آب ترین استان ایران است و طبق آمار حدود 60 درصد آبهای جاری کشور از خوزستان می گذرد. رود هایی مثل اروند، کرخه، کارون، دز، جراهی، مارون و زهره از خوزستان می گذرند و به خاطر همین رود هاست که بزرگترین سد های کشور در خوزستان قرار دارد.
از نظر تاریخی خوزستان یکی از پربار ترین نقاط ایران است طوریکه بخش مهمی از تمدن عیلام (۵۲۰۰سال پیش) را خوزستان تشکیل میداده و پایتخت آن شهر شوش (susa) نیز از کهن ترین شهر های جهان است. همچنین زیگورات چغازنبیل شوش بزرگترین زیگورات جهان و اولین اثر ثبت شده ملی ایران در یونسکو است. کاخ آپادانای شوش نیز به گفته داریوش شاه زیباترین کاخ تمام امپراتوری هخامنشیان است.
خوزستان سرزمین اولین ها در دارا بودن ملزومات عصر جدید در ایران بوده چنانکه اولین فرودگاه، استادیوم، سینما و تیم فوتبال ایران در خوزستان بوده و همچنین راه آهن سراسری ایران از خوزستان شروع شد.خوزستان بزرگترین تولید کننده برق ایران است که بیشتر آن در نیروگاه های برق آبی سدها تولید می شود و بقیه هم در نیروگاه های حرارتی تولید می شود. طوریکه شهر اهواز داری 3 نیروگاه حرارتی است که بزرگترین آن نیروگاه رامین است که بزرگترین نیروگاه کشور نیز هست.
البته قرار است تا سال ۲۰۱۴ دومین نیروگاه اتمی کشور در دارخوین بنا شود.
در حال حاضر بیش از ۷۰ درصد نفت و گاز خشکی بزرگترین کشور دارای منابع هیدروکربنی جهان در خوزستان قرار دارد و شهر اهواز به تنهایی بیش از ۵۱ درصد نفت ایران را تولید می کند. همچنین اولین چاه نفت خاورمیانه در خوزستان حفر شد.
پالایشگاه آبادان نیز بزرگترین پالایشگاه جهان در قرن بیستم قبل از بمب باران توسط صدام بود و در حال حاضر بزرگترین پالایشگاه ایران و چهارم در جهان است.
فولاد خوزستان که بزرکترین تولید کننده شمش فولاد در کشور است و شرکت صنایع ملی فولاد ایران در خوزستان قرار دارد.
منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی در ماهشهر بزرگترین قطب صنایع پتروشیمی کشور بوده و بیش از ۴۵ درصد محصولات پتروشیمی کشور در این منطقه تولید می شود. همچنین مجتمع پتروشیمی اروند به عنوان بزرگترین زنجیره p.v.c جهان و مجتمع پتروشیمی بندر امام (ایران-ژاپن) به عنوان بزرگترین مجتمع پتروشیمی ایران و مجتمع پتروشیمی رازی به عنوان دومین مجتمع پتروشیمی بزرگ ایران و بزرگترین طرح سرمایه گذاری خارجی ترکیه در دنیا در این منطقه قرار دارد.
و بندر امام نیز با 36 بارانداز بزرگترین بندر ایران است و بزرگترین مرز ترانزیتی کشور نیز هست.
خب تعریف من تموم شد. البته قبول دارم این تعریف ناقصه ولی به بزرگی خودتون ببخشید.
می خواهیم اول چندتا پیش فرض رو بگیم:
۱- ما خوزستانی هستیم پس عرب و فارسش فرقی نمیکنه (حداقل اینجا فرقی نمیکنه) و البته اهوازی و دزفولی و آبادانی و خرمشهری و بهبهانی و معشوری و ... فرقی نمیکنه.
۲- پیش فرض دوم یکم شخصیه و دوستانه: این وبلاگ رو دارم با Dial-Up (همون اینترنت کم سرعتی که قراره سرعتش ۶۴ کیلو بایت باشه ولی معمولا ۳۱.۲ کیلو بایته که البته من خودم تا حالا ۷ کیلو بایتش هم دیدم) مینویسم که همتون هم میدونید که با این سرعتش چقدر زجر آوره پس لطفا نظر بدید.
پیش فرض سومی وجود نداره و اون بالا هم که نوشتیم چندتا پیش فرض برای کلاس کار بود.
موفق و موید و از این جور چیزا باشید( یعنی همون خوش باشید خودمون)
